تبليغاتX
کوچه نشین

کوچه نشین

کسب یک رویکرد نو یک شیوه نا شناخته روح یک شکل تازه احساس

بازنمایی گرایش‌های سیاسی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مجازی با مطالعه موردی فیس بوک

 

 

پژوهش ارائه شده در همایش «شبکه‌های اجتماعی مجازی و زندگی روزمره»:


+ فایل صوتی این سخنرانی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید

+ فایل پاورپوینت اسلایدهای ارائه شده را می‌توانید از اینجا دریافت کنید


زهره رجبی
فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی


شبکه‌های اجتماعی مجازی محیط مساعدی را برای مشارکت افراد در جامعه مجازی، برقراری روابط نمادین و کشف مجدد خود و بازتعریف هویت‌های دینی، اجتماعی، سیاسی و... فارغ از محدودیت‌‌ها و عوامل سرکوب‌کننده از طریق تعاملات مجازی و نمادین فراهم می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی مجازی مانند فیس‌بوک نزد کاربران ایرانی از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است، در زمان انجام این تحقیق در سال ٨٨ فیس‌بوک جزء سایت‌های برتر در ایران بعد از گوگل، یاهو، بلاگفا و یوتیوب قرار داشت، می‌توان یکی از دلایل عمومیت یافتن اینترنت و استفاده فراوان از شبکه‌های اجتماعی در ایران را، تلاش برای بازسازی و خلق مجدد هویت‌ها در فضای مجازی دانست.

هدف اصلی این تحقیق مطالعه بازنمایی گرایش‌های سیاسی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مجازی است، یعنی پاسخ دادن به این سؤال اساسی که در شبکه‌های اجتماعی مجازی مانند فیس‌بوک نحوه ابراز گرایش‏های سیاسی کاربران و دلیل انتخاب این فضا برای بازنمایاندن این گرایشات سیاسی چیست و نیز دلایل خودگشودگی افراد در زمینه‌های مختلف در این شبکه مجازی چیست.

در پاسخ به این سؤال اساسی که گرایش‌های سیاسی کاربران چگونه در شبکه اجتماعی فیس‌بوک بازنمایی می‌شود؟ مقولاتی متناسب با قابلیت‌های فیس‏بوک طراحی شد و مشخص شد که گرایش‌های کاربران در فیس‌بوک با نمادهای شاخص هر یک از سه نامزد مطرح در دهمین دوره ریاست‌جمهوری ایران، ابراز علاقه‌مندی با کیلک روی گزینه Like در صفحات فیس‏بوک طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری، عضویت در گروه‌های مختلف مربوط به نامزدهای ریاست جمهوری، عضویت در جنبش‌ها، اشتراک‌گذاشتن لینک‌ها، تصویر پروفایل کاربر، خود اظهاری کاربران با بیان نظرات از طریق پست جمله یا کلمه یا شعر روی دیوار نوشته‌ها، کامنت گذاشتن برای بیان عقاید سیاسی از ابزارهای مختلفی است که در نمونه مورد بررسی توسط کاربران فیس‌بوک استفاده شده است و گرایش‌های سیاسی کاربران در فیس‌بوک با این ابزارها بازنمایی شده است.

نتایج حاصل از یافته‌های تحقیق نشان‌دهنده این است که دلایل خودگشودگی افراد در زمینه‌های مختلف به ویژه در زمینه سیاست در وب‌سایت شبکه اجتماعی فیس‌بوک به خاطر فضای آزادی که در فیس‌بوک و همچنین در فضای واقعی در روزهای منتهی به پایان انتخابات در خیابان‌ها شکل گرفته بود منجر به خوداظهاری کاربران و آشکارا ابراز کردن علایق و عقایدشان شده است. دسترسی سریع و آسان و بدون هزینه به این شبکه اجتماعی، فیلتر نبودن در این مقطع زمانی، نبود رسانه‌های آزاد و منتقد، کنترل کمتر این رسانه، امکان درج نظر و اخبار در هر لحظه و امکان مشاهده انعکاس نظرات کاربران، نداشتن مخاطرات و هزینه‌های بحث‌های رو در رو، استفاده از امکانات فضای مجازی در این دوره از مبارزات انتخاباتی برای جذب طرفداران بیشتر توسط نامزدها مانند فیس‏بوک و سایت‌های متنوع دیگر، از جمله دلایلی است که مصاحبه‌شونده‌ها در پاسخ به این سوال جزء دلایل اصلی خودگشودگی کاربران ایرانی در فیس‌بوک قلمداد کرده‌اند.

به منظور پاسخ به سؤال اساسی دیگر این پژوهش که آیا حوزه عمومی مورد نظر هابرماس در زمان مبارزات انتخاباتی دهمین دوره ریاست‌جمهوری در فیس‏بوک شکل گرفت یا خیر؟، سؤالاتی در مصاحبه طراحی شد و بر اساس تحلیل این پاسخ‌ها مشخص شد که قواعد اخلاق گفت‌وگو میان کاربران طرفدار نامزدهای مختلف در فیس‌بوک رعایت نشده است و گاهی اوقات بیان عقاید بین افراد از جناح‌های مختلف سیاسی تحمل نمی‌شده و بحث به فحاشی و گاهی تخریب رقیب می‌انجامیده است. اينترنت را مي‌توان اولين حوزه عمومي جدي براي جامعه ايران دانست؛ اما حوزه عمومي نه به معناي هابرماسي آن (كه كاملاً معطوف به نقد دولت و آزادي بيشتر و... است، مفاهيمي كه از دل مناسبات بورژوايي بيرون آمده‌اند)، بلكه به معنايي متفاوت: به معناي عرصه‏اي براي شكل‌گيري و گسترش و تقويت روابط و مناسبات افراد با يكديگر. اينترنت در ايران، به تعميق و گسترش نقد سياسي، به مفهومي كه در حوزه عمومي هابرماسي مطرح است منجر نمي‌شود. گرچه امكاني براي نوع ديگري از نقد سياسي را كه در جامعه خاص ايران مي‌توان از آن سخن گفت فراهم مي‌آورد، در ايران، اينترنت به عنوان حوزه عمومي را بايد به اين معنا تلقي كرد: عرصه‌اي براي شكل‌گيري، تقويت، و شفاف شدن هنجارها و قواعد رفتاري.

* این پژوهش در قالب پایان‌نامه‌ای با عنوان «بازنمایی گرایش‌های سیاسی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مجازی با مطالعه‌ی موردی فیس‌بوک» به‌راهنمایی دکتر علی‌اصغر کیا در مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده است.


+ فایل صوتی پانل‌های همایش را می‌توانید اینجا مشاهده کنید

+ گزارش سخنرانی‌های این همایش را می‌توانید اینجا مشاهده کنید

+ گزارش تصویری همایش را می‌توانید اینجا مشاهده کنید

+ فایل کتابچه‌ی خلاصه‌ی پژوهش‌های همایش را می‌توانید از اینجا دریافت کنید

+ صفحه اصلی همایش شبکه‌های اجتماعی مجازی و زندگی روزمره

 تشکر ویژه از بر و بچه انجمن دانشجویی مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط زهره رجبی  | 

زیر نور ماه

سوسن شریعتی

هاله سحابی مرد. در روز روشن و به خاک سپرده شد زیر نور ماه. تقدیری غریب برای دخترکی که عمری را با وسواس مراقب بود تا دیده نشود، پشت پرده بماند و دور از چشمها. دیگر وقتش شده است که او را بشناسند. از پشت پرده برون افتاده است و آن همه وسواس برای ماندن در حاشیه به کاری نمی آید. دیگر اصلاً لازم نیست به تذکراتش گوش دهیم و میل او را برای گمنامی رعایت کنیم. خوشش بیاید یا نیاید دیگر به ما مربوط نیست. به او مربوط نیست. من بعد می شود در توصیف او نوشت. نیست که بر تو بتازد و حال می توانیم بگوییم تا همین دیروز که بود، چگونه بود و از چه نوع . نه برای اینکه پشت مرده حرف دیگری به جز ستایش نمی شود زد. برای اینکه جلوی خودش تا وقتی زنده بود نمی شد کلامی به ستایش از او گفت. در حضور هاله اصلاً دو کار را نمی شد کرد یکی تعریف از او یکی بد گفتن از کسی. سرش را به سمتی کج می کرد، با نگاهی از جنس مذاکره و نگرانی و لبانی آویخته ، با لحنی که بوی خواهش می داد، نه موعظه ، نه خطابه، نه درس ، از تو می خواست که تجدید نظر کنی:
-تو راست می گی ولی...

مثل این بود که تو را بیندازد تو رودربایستی. بوی موضع گیری نمی داد که مجبور شوی موضع بگیری . بی هیچ تحکمی مواضعت را بر هم می زد به نفع یک نمی دانم چه ی اعتماد برانگیز. و بعد می دیدی که در محضر او ، تو رودربایستی از او، از سر شرم و یا هرچه ، زیر چتر او بر خلاف مواضعت داری با آن دیگری گفتگو می کنی. با همان غیر خودی. او مدارای مطلق بود. نه از سر سادگی، نه به دلیل بی تجربگی، نه به قصد مماشات ، نه در فقد قطعیت و قاطعیت ، هیچکدام . مراوده با همه جور تجربه اجتماعی از یک سو (چریک، انقلابی، مذهبی متشرع، چپ لاادری، اصلاح طلب لیبرال، اطلاح طلب مذهبی و...)و تجربیات غنی درونی فردی از سوی دیگر ، اکسیری ساخته بود برای رقم زدن نوعی نگاه، نوعی رفتار : امیدوار به انسان.
-خدا را چه دیدی؟ شاید انسانیتش را به یاد آورد.

به واسطه موقعیت خانوادگی اش اگر چه با بزرگان محشور بود (در همان بحبوحه انقلاب که به عنوان دانشجوی اخراجی به فرانسه آمده بود در نوفل لو شاتو راه می رفت و راحت و بی ادعا سر به سر بزرگان می گذاشت) اما مراقب بود از رانت آقازادگی اش استفاده ای نکند.

نخبه زاده بود ، مرفه، دانش آموز مدرسه ژاندارک و مسلط به زبان فرانسه، دوستدار آزناوور و ژولیت گرکو و باربارا، اما او را می دیدی که روسری اش را سنجاق کرده است زیر چانه اش و با لباس کودری ای بر تن و سرانگشتان حنا کرده برایت دستور طبخ آش را می دهد. مطمئنم خیلی اوقات عمدی در کار بود. پژوهشگر قرآنی بود، پر از ایده های جدید و برداشت های بکر اما وقتی به اصرار و پافشاری قبول می کرد که نتایج تحلیل هایش را عرضه کند با تاکید می گفت که اینها را از دیگران آموخته . در ثبت بخشی از تاریخ معاصر ایران از خلال خاطرات پدربزرگ و پدرش سهم اصلی را بر عهده داشت و مصرانه می گفت که فقط منشی گری کرده است . خودش را دست کم می گرفت تا تو را از جدی گرفتن خود شرمنده سازد. روش خودش را داشت برای پرهیز از کلیشه ها و برای دست انداختن کلیشه ها. هیچ قالبی را نمی شد به او تحمیل کرد. یک ضد قهرمان نمونه. نه در قالب روشنفکر فرو می رفت، نه حرفه ای سیاسی، نه هنرمند پریشان(خانه اش خانه یک هنرمند بود)نه قدیسه .پر طنز و بذله گو و بی اعتنا به تماشاچی.
همیشه یک سرباز پیاده نظام بود. خودش می گفت سیاه لشکر.نه حاضر بود پشت بلندگو برود و نه پشت دوربین. فقط تن به موقعیتهایی می داد که از جنس پارتیزانی باشد. چه وقتی به جبهه های جنگ رفت و چه هنگامی که در جلوی در زندانها برای آزادی پدرش اقدام می کرد، در هیئت مادر صلح و یا فعال حوزه زنان یا در صفوف تظاهرات یا مددرسان به قربانیان خشونت، در همه جا مصر بود که حق ویژه ای برایش قائل نشوند، به چشمها نیاید و در بوق و کرنا گذاشته نشود. سیستم ایمنی او برای در نغلطیدن به تفرعن و «خود-نماد-پنداری»، تقلیل دادن تجربیات، تلاشها و رنجهایش بود به یک تجربه پیش پا افتاده فراگیر. همین چند روز پیش که از او پرسیدم در سلول سخت نمی گذرد؟ جواب داد که نه . بیرون سخت تر است . ما که در آنجا راحتیم. می گوییم و می خندیم.

همدل با همه نوع قربانی: قربانی آن زمان و این زمان. قربانی قدرت، قربانی فقر، قربانی جهل،قربانی جنگ.
اگرچه گهگاه از آرزوهای تحقق نایافته اش ابراز دلخوری می کرد و یا مثلاً می شد از زمانها و فرصت های از دست رفته حسرتی بر دل داشته باشد اما در رفتارش نه رقابتی با دیگری می دیدی و نه مسابقه ای با زمان. بی اعتنایی قدیسین را داشت به دنیا و رندی عرفا را.

به جبهه اش وفادار بود اما به آن سوی جبهه ها نیز نظر داشت. امیدوار به نوع آدم ورای جبهه ها. (شک ندارم که آقای جعفری دولت آبادی این سخنان را تایید می کند.)

آن دخترک با آن دنیای فراخی که ایمان برایش فراهم کرده بود نه شرقی می شناخت و نه غربی نه چپ نه راست . انسان را رعایت می کرد و در این جهان دو قطبی ما ساز مخالف می زد. ساز او، امروز از پرده برون افتاده است .دیگر وقتش بود که شنیده شود. شجاع، رند، عمیق، مهربان...او، «ام ابیها»ی نازنین. خوب رودست خورد از روزگار!

یادداشت سوسن خانم شریعتی برای شهید ما «هاله سحابی»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط زهره رجبی  | 

ویژگی اصلی شبکه‌های اجتماعی مجازی پویایی آنهاست

همایش شبکه های اجتماعی و زندگی روزمره به همت انجمن علمی دانشجویی مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه تهران روز یکشنبه اول خرداد سال ۱۳۹۰ در تالار شریعتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

در پانل اول این نشست با موضوع شبکه‌های اجتماعی مجازی و تغییرات اجتماعی سه سخنران حضور داشتند: جواد افتاده، احسان پوری و زهره رجبی

خلاصه سخنرانی من:

زهره رجبی آخرین سخنران نشست تخصصی "شبکه‌های اجتماعی مجازی و تغییرات اجتماعی" بود که درباره "بازنمایی گرایشهای سیاسی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مجازی" سخنرانی کرد. وی در آغاز سخنان خود با اشاره به اینکه ما در عصر شبکه‌ها زندگی می‌کنیم و زندگی ما با شبکه‌های اجتماعی پیوند خورده است، گفت: شبکه‌های اجتماعی مجازی محیط مساعدی را برای مشارکت افراد در جامعه مجازی، برقراری روابط نمادین، کشف مجدد خود و باز تعریف هویتهای دینی، اجتماعی، سیاسی و... فارغ از محدودیتها و عوامل سرکوب کننده از طریق تعاملات مجازی و نمادین فراهم می‌کنند.

وی که تحقیق خود را در چارچوب پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با مطالعه موردی فیس‌بوک انجام داده است، افزود: شبکه‌های اجتماعی مجازی نیاز افراد را به دوست‌یابی و تبادل اطلاعات تأمین می‌کنند. فیسبوک یکی از این شبکه‌ها بود که نزد کاربران ایرانی اهمیت و جایگاه بالایی پیدا کرد و پر بازدید بودن آن را شاید بتوان به این دلیل دانست که می‌تواند شرایطی را برای بازسازی و خلق مجدد هویتها در فضای مجازی ایجاد کند.

این کارشناس علوم ارتباطات با اشاره به اینکه اینترنت از یک سو آگاهی سیاسی افراد را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر آنها را در مناسبات سیاسی درگیر می‌کند، ادامه داد: از آنجایی که فضای عمومی شهری برای گفتگو به ندرت وجود دارد در نتیجه فضای مجازی به عرصه‌ای برای گفتگو تبدیل می‌شود. ویژگی اصلی این فضا و این شبکه‌های اجتماعی مجازی پویایی آنهاست که با توجه به ابزارهایی که در اختیار کاربران قرار می‌دهند سبب می‌شوند تا افراد بهتر بتوانند گرایشات سیاسی خود را نشان دهند.

رجبی در پایان با اشاره به اینکه از نظر هابرماس، گفتگو در عرصه عمومی باید عقلانی – انتقادی بوده و واجد قواعد اخلاق گقتگو باشد، گفت: به نظر می‌رسد عرصه عمومی در فضای مجازی در ایران نه به معنایی هابرماسی بلکه به گونه‌ای دیگر به وجود آمده است و آن معنا، شکل‌گیری عرصه‌ای برای ایجاد، گسترش و تقویت روابط و مناسبات میان افراد با یکدیگر یا به تعبیر دیگر عرصه‌ای برای شکل‌گیری، تقویت و شفاف شدن هنجارها و قواعد رفتاری است.

ادامه خبر را در خبرگزاری مهر بخوانید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط زهره رجبی  | 

گر ز آزردن من هست غرض مردن من


مُردَم…

 
آزار مكش در پي آزردن من

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط زهره رجبی  | 

هم سفر

میان جمعیت چهل پنجاه نفری که منتظر تاکسی بودند ایستاده بودم. با آمدن هر تاکسی جمعیت به طرف آن می‌دوید و چهار نفر برنده سوار می‌شدند. ایستادن فایده‌ای نداشت. به داخل جمعیت هل خوردم.

ومن هم این بار بین صف برنده‌ها، دستگیره‌ی در ماشین در دستم، آن‌قدر دویدم تا بالاخره سوار شدم.

در افکار و حساب و کتاب‌های خودم غرق بودم که با صدای مرد بغلی به خودم آمدم. مرد، با صدایی آرام و مهربان در حالی که سرش را نزدیک آورده بود گفت: ببخشید خانم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط زهرا  | 

تولد

امروز مهسا چهار ساله شد. درست چهار سال پيش ساعت 8 صبح مهسا به دنيا آمده بود و ساعت 9 بود كه میان خواب وبیداری احساس كردم كه خبری از دردهایم نیست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط زهرا  | 

زنان با سرپرست ، مردان کاری

برخورد اتفاقی ام با یک عبارت ذهنم را متوجه تعریفی کرد که مدتی پیش به آن برخورد کرده بودم و هر چند همان موقع هم به نظرم جالب بود اما اکنون ذهنم بیشتر درگیر شد و بیش از پیش به تکاپو افتاد و این اکنون نوشتاریست از مسیر بی نظمی که ذهنیاتم طی کرد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط علی  | 

بلند پروازی

گاهي اوقات كه از عشق آسماني مي گويم ، از اخلاق دم مي زنم ، از عدل و کرم مي گويم و كثيري از فضايل ديگر . گاهي اوقات كه ادعا مي كنم ، ادعاي بزرگي ، ادعاي حق طلبی، ادعاي مساوات طلبي و .... با خود مي انديشم كه تقصير خودم نيست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط علیرضا موسی خانی  | 

بی عنوان

در اطرافم همه چیز در حال تکرار است. تکرار بیهوده ای که معنی اش را نمی دانم. روزها و شبها در حال باز آفرینی خویش اند و فصل ها مدام تکرار می شوند انگار فقط قرار است که من پیر شوم. اتفاقات تازه بعد از چندی تکراری می شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط فرید چاوشی  | 

به همین سادگی

10 سال پيش كه دست در موهاش می كردم و با نوازش دستم موهایش را مرتب می كردم اثري از اينها نبود و الان كه به همين كار مشغولم و يادآوري خاطرات گذشته مي كنم متوجه شان شدم . تارهاي سپيدي كه ديگر قابل شمارش نيستند. چيزي كه خيلي زودتر از انتظار ظاهر شده است. تازگيها ديدن پيري و فرسودگي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط زهرا  |